دلنوشته های بابا جون
سلام جیگر کوچولوی بابا! امشب هم مثل هر شب مامانی واسه من و تو آهنگ موزارت گذاشته که با هم بخوابیم. هر شب تازه وقتی که میخواهیم بخوابیم موقع بیداری و ورجه وورجه های تو میشه. من وقتی حرکاتت رو از شکم مامان لمس میکنم خیلی ذوق میکنم چون احساس میکنم صدای بابا رو میشناسی و عکس العمل نشون میدی.
ما امسال چون منتظر تو مهمون کوچولومون بودیم با دوستامون و دایی محمود نرفتیم مسافرت و امیدوارم سال دیگه بتونیم 3 نفره با هم بریم سفر، چون میدونم تو هم مثل مامان و بابا عاشق مسافرت رفتنی!
من عاشق تو ومامان جونت هستم چون فکر میکنم تو هم مثل مامانت خیلی ناز و مهربونی! 


پرنسس بابا! حدود 2 هفته تا بدنیا اومدنت مونده و من و مامان واسه اومدنت داریم لحظه شماری میکنیم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

دلنوشته های بابا جون
