هفته 37
پرنسس من ! امروز وارد هفته ٣٧ شدی عزیزم. دیگه واقعا بزرگ شدی و این هفته دیگه یک نوزاد کامل میشی مامانی. مامان رو که حسابی گرد و قلمبه کردی! 
الهی فدات بشم که مامان رو اذیت نمیکنی. لگدهات و دست و پا زدن هات آرومه و بر خلاف اینکه بقیه میگن که ماه آخر لگدها دردناک میشه ، ولی دخمل من خیلی ملاحظه مامانش رو میکنه و آروم جابجا میشه.!!
همین امشب ٢بار خودت رو جمع کردی یه گوشه شکم مامانی و سفت چسبیده بودی، من و بابایی هم حسابی نوازشت کردیم و کف پای کوجولوت هم واضح لمس میشد و ما حسابی ذوق زده قلقلکش کردیم.
امشب با باباجون میگفتیم که کوچولومون آروم و صبوره و ایشالا بعد تولدش هم همینطوره. آخه عشق مامان، کوچولوی خاله سمیرا (هانا ) ٦روز پیش دنیا اومد و سمیرا جون میگفت دیشب خیلی بیقراری کرده!! میگفت تا میتونم بخوابم که تو بعدا نمیذاری مامانی استراحت کنه! ولی فکر کنم با عشق تو همه چیز واسم راحته.
الان که اینقدر آرومی که گاهی یادم میره باردارم ولی شبها که تو خواب واسه دستشویی بیدار میشم و گاهی به سختی مثل یه لاک پشت به پشت برگشته میخوام بلند شم، یا وقتی تو خواب بخاطر درد یه سمت باسن از این پهلو به اون پهلو میشم ، یا شکمم موقع آشپزی زود داغ میشه و از همه مهمتر وقتی که با ورجه وورجه هات سعی میکنی توجهم رو جلب کنی ، یادم میاد که تو همیشه با منی عزیزم و خودت رو سفت چسبوندی به دل مامانی تا نیفتی!!
گل من! هر هفته و هر روز دارم به دیدنت نزدیکتر میشم و از فکر تو آغوش گرفتنت ذوق زده میشم.
مامان تا حالا ١٥ کیلو اضافه کرده و سعی میکنم خوب و مفید بخورم تا این روزها تو وزن بگیری! این هفته میرم سونو تا وزنت رو بدونم. الان باید ٥٠ سانتی قد کشیده باشی!!

دوستت دارم کوچولوی من! 
بابا جون هم هر روز صبح که میره و شب که میخواد بخوابه اول تو رو میبوسه و کلی قربون صدقت میره ، اون هم مثل من عاشقته .


هفته 37
