دایانا پرنسس کوچولو

فرشته کوچک من

1391/2/23 2:01
نویسنده : مامان جون
341 بازدید
اشتراک گذاری

سپاس خدایی را که همه نعمتهای زیبایش را از ما دریغ نمیکند..

خدایا شکرت به خاطر داشتن همه این لحظات زیبا و دلنشین در زندگی ، به خاطر داشتن همسر و همدمی بی نظیر در زندگی (حسین عزیزم) و شعله های عشقی که هر روز بیشتر از قبل زندگیمون را روشن می کند.

وسپاس فراوان برای دادن هدیه ای آسمونی و احساس بی نظیر مادر بودن که کم کم دارم باورش میکنم.

امروز روز مادر است و من به عنوان یک مادر شروع کردم به نوشتن واسه تو پرنسس کوچولوی ما ، واسه فرشته کوچولویی که الان ٣٠ هفته است که تو دل من جا گرفته و داره هر روز بیشتر از پیش یه وجه جدید از عشق را به من نشان میده. حالا کم کم دارم متوجه می شم احساس مادرم را وقتایی که می گفت " مامان جان تا مادر نشی نمی فهمی که من چی می کشم" ، آره خدا جون من هم دارم مامان میشم و خیلی هیجان زده ام. شکرت خدا

آره پرنسس کوچولوی من، الهی فدات بشم که اینقدر آروم و صبوری! تا حالا زیاد مامان رو اذیت نکردی. البته ٢ ماه اولی که اظهار وجود کردی یه جورایی هر روز تو دلم آشوب به پا میکردی ، خوراک من رو بهم زدی و حالت تهوع گهگاهی داشت خسته ام میکرد که دلت واسه مامانی سوخت و از ١٢ هفتگی حالشو بهتر کردی.

قربونت برم که با صبوری با مامان وبابا اومدی مسافرت دبی و هیچی اذیت نکردی. گذاشتی مامانی حسابی به ذوق تو واست چیزای خوشگل بخره. تمام اون مسافرت بر خلاف مسافرتهای دیگه بجای فکر کردن به خودمون، فکرم فقط مشغول تو بود که بتونم واست لباس و وسایل زیبا بخرم.

آره فرشته کوچولوم، مامان کلی واسه سیسمونی  تو خرید کرده که وقتی اتاقت رو کامل چیدم عکساشو واست میذارم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)