دایانا پرنسس کوچولو

شمارش معکوس

1391/4/17 14:28
نویسنده : مامان جون
238 بازدید
اشتراک گذاری

کوچولوی مامان! امروز وارد 39 هفتگی شدی و قراره 4 روزه دیگه مامانی بره بیمارستان تا اگه خدا بخواد تو رو بدنیا بیاره و اون روزی رو که 9 ماه انتظارش رو کشیده بیاد و واسه اولین بار صورت ماهت رو ببینه تو رو راست راسکی بغل کنه.. خیلی عجیبه نمیتونم هیچ تصوری از شکل ماهت داشته باشم و فقط میدونم که مثل یه فرشته کوچولو ناز و معصوم خواهی بود. میدونی جیگرکم! من همیشه از دیدن بچه های کوچک هر جا و هر شکلی که بودن ذوق میکردم، بارها تو اتاق عمل واسه دیدن یه فرشته کوچولو که پا به این دنیا گذاشته میرفتم سر عمل سزارین و با دیدن فرشته ها حس خوبی داشتم. ولی الان نمیدونم با دیدن یه فرشته ای که مال خودم هست عوج لذتم چقدر خواهد بود خیال باطلسوالخیال باطل

فقط میترسم همون چند روز اول نتونم جلوی خودم رو بگیرم و بخولمت جیگرکم.. دعا میکتم  فقط سالم باشی عزیزم.

امروز سارا و صبا( دختر خاله هات) واسه استقبال از تو مسافر کوچولو اومدن مشهد، بقیه اعضای خانواده مامان جون هم که اینجا نیستند تو چند روز آینده میان مشهد خونه مادر جون. خلاصه همه دارن خودشون رو واسه استقبال از تو آماده میکنند عشق من. ایشالا تو هم دخمل خوب و آرومی باشی و هر شب همه رو تا صبح بیدار نذاری..

ما همه منتظرتیم کوچولوی من، می دونم که سالم و تندرست و آروم و با شادی میای.البته مامان تا روزهای آخر داره واسه تکمیل کردن جزئیات اتاقت میره بیرون.آخه هنوز نتونستم واست پرده و لوستر خوشگل بخرم.رانندگی هم که نمیذارن بکنم و وابسته به این هستم که با کسی برم بیرون و همه هم که درگیر کارهای خودشون هستند و وقت آزاد کم دارن. من هم که عادت ندارم تو خونه بیکار بشینم و انتظار بکشم ،خلاصه بعضی وقتها از اینکه بخاطر کارهام محتاج بقیه هستم دلم میگیره. اما چون تو رو دارم خوشحالم جیگر کوچولو!!لبخندزودی بیا بپل تو بغل مامانی بغل الهی فدات شم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)